تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان کانون فرهنگی هنری و آدرس shahidomrany.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 29
بازدید هفته : 58
بازدید ماه : 51
بازدید کل : 43367
تعداد مطالب : 207
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1
<-PollItems->
<-PollName->
خیلی از ما انسان ها همواره در زندگی خود دچار اشتباهات و خسران هایی می شویم که بعضا جبران آنها غیر ممکن و یا خیلی دشوار است. و تمام این اشتباهات ما ناشی از سهل انگاری و کوتاهی از فراگیری آموزه هایی است که اهل بیت برایمان به ارمغان گذاشته اند، یکی از این مواهب بزرگ که از آن دوری گزیده ایم کتاب گران ارج نهج البلاغه است. در این مجال کوتاه بررسی میکنیم چند نمونه از اصول مهارتهای زندگی را که امیرالمۆمنین برایمان به یادگار گذاشتند:
1- تنظیم خانواده
آن را که نانخور کم است، یکی از دو توانگریش فراهم است. (قصار 141)
یکی از عوامل خوشبختی خانواده، تنظیم تعداد فرزندان با میزان درآمد خانواده است، پس سرانه خانواده ثروتمندی که ده نفر باشند برابر سرانه خانواده فقیری است که سه نفر هستند. و این منظور حضرت امیرالمومنین از سخن فوق بوده است.
2- ساختن خانواده
اول: نقش زن در خانواده
جهاد زن در نیکو داشتن شوهر است. (قصار 136)
1. با همسر خود خوشرفتار باشد.
2. حافظ مال و آبروی همسرش باشد.
3. بر آنچه فرمان میدهد، فرمانبردار باشد.
4. بر وی حسادت نورزد، که حسادت ورزیدن کفر است
دوم: روابط خانوادگی
دوستی پدران، سبب خویشاوندی میان فرزندان است و خویشاوندی به مودت بیشتر نیاز دارد تا مودت به خویشاوندی. (قصار 308)
1. پدران باید با مهربانی کردن، محبت را بین فرزندان خود گسترش دهند.
2. نزدیک شدن به یکدیگر نیازمند عشق است.
3. عشق همیشه با نزدیک شدن به یکدیگر بوجود نمیآید.
سوم: اقتصاد در خانواده
آنکه میانهروی کند، هرگز محتاج نشود. (قصار 140)
میانهروی به معنی بخل به فرزندان و خانواده نیست، بلکه به معنی هزینه کردن بر اساس برنامهریزی دقیق است.
ستمکار سه نشانه دارد: بر آنکه برتر از اوست به نافرمانی ستم کند و بر آنکه فروتر از اوست به چیرگی و آزار رسانی ستم کند و ستمکاران را در ستمگری یاری و پشتیبانی میکند
چهارم: تربیت فرزندان
دلها را میل و هوایی است و روی آوردنی و پشتکردنی، پس دلها را در زمانی که خود روی آورند، به کارشان بگیرید، زیرا اگر دلها را به اکراه به کاری وادار کنند، کور گردد. (قصار 193)
1. باید از مجبور کردن کودکان به انجام دادن کارهایی که به آن علاقهای ندارند، پرهیز کرد.
2. باید فرزندان را زیر نظر گرفت تا علایق و ظرفیتهای آنان را بشناسیم.
پنجم: برای پرورش فرزندان ابتدا باید دلهایمان را پاک کنیم
ای کمیل این دلها همچون ظرف هستند و بهترین آنها، نگاهدارندهترین آنهاست.(قصار 147)
1. آگاهی موقعی در دل کامل میشود که فکر با احساس آمیخته و بر رفتار تاثیر گذارد.
2. قلب همانند یک ظرف است، هر چه اندازه معنوی آن افزایش یابد، قدرت آن برای پذیرش بیشتر میشود و این آگاهی قلبی است.
3. و هر چه دل - یا احساسات - بهتر باشد، انسان برای آگاهی بر اشیای پیرامونش تواناتر خواهد بود.
3- روابط اجتماعی
اول: «مردم دو دستهاند: دستهای برادر دینی تو هستند، و دسته دیگر در آفرینش با تو همانندند.» (نامهی امیرالمومنین به مالک) (نامه 53 )
الف- انسانها برادران یکدیگر هستند.
ب- لزوم حفظ حقوق برادران
ج- باید سعی کرد که دوستان و برادرانی بدست آورد، تا در سختیها یاور انسان باشند.
دوم: «و حق برادر خود را ضایع نکن» (نامه امیرالمومنین به مالک)
باید از حقوق برادران پاسداری کرد تا یک نظام حقوقی میان دوستان بر پا شود. حقوق برادران همانا احترام متقابل و یاری کردن در سختی و همکاری در امور خیر است.
سوم: «ناتوانترین مردم کسی است که توان بدست آوردن دوست را ندارد و ناتوان تر از او کسی است که دوستی داشته باشد ولی او را از دست بدهد.» (قصار 12)
الف- باید برای بدست آوردن دوست، تلاش نمود.
ب- باید دوستی ها را نگه داشت و آنها را تقویت کرد.
ج- باید برای بدست آوردن دوستان خوب، برنامه ریزی کرد و بعد از بدست آوردن آنها، در روابط دوستانه زیاده روی نکرد.
د- باید به اخلاق و صفاتی آراسته شد که فرد را در نظر دیگران خوشایند گرداند، به طوری که تمایل داشته باشد که دوستیش را بدست آورند.
چهارم: «با مردم چنان بیامیزید، که اگر مردید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید، با شما دوستی کنند» (قصار 10)
1. نام نیک بدست آورید.
2. در خدمت مردم باشید.
3. بگذارید با اخلاق و خدمات خود، مردم شما را به نیکی یاد کنند.
4. انسان باید در روابط اجتماعی این هدف را دنبال کند که دوستی مردم را بدست آورد. و حتی بعد از مرگ او را به نیکی یاد کنند تا یار و یاور فرزندانش باشند.
پنجم، «آن کس که از خود خشنود باشد، ناخشنودان از او بسیار شود.» (قصار 6)
الف- انسان باید خود را ملامت کند.
ب- در روابط خود با دیگران همواره خود را موضع مقصر قرار دهید.
ج- هر کسی از خود راضی باشد، دیگران را مورد انتقاد قرار میدهد، لذا باعث میشود که روابطش با دیگران تیره شود.
ششم: «اگر بر دشمنت پیروز شدی، عفو و گذشت را شکرانه پیروزیت قرار ده» (قصار 11)
بخشش، راه موفقیت است بنابراین برای رسیدن به این موفقیت باید:
1. شعار تو در زندگی، بخشش در مقابل دیگران باشد.
2. انتقام جویی اخلاق زشتی است و برای بدست آوردن موفقیت، باید بخشش را جایگزین آن کنی.
هفتم: فرق بین دوست و دشمن را بشناس.
«و مردی را دید که برای زیان رساندن به دشمن خویش تلاش میکرد ولی عملا به خود، زیان میرسانید، حضرت به او فرمود: تو مانند کسی هستی که به خود نیزهای فرو میبرد تا آن را که پشت سر وی سوار است، بکشد.» (قصار 296)
1. چه بسا انسان به دوست خود هجوم برد، به گمان اینکه دشمن اوست.
2. انسان باید در اظهار دشمنی خود با دیگران، تامل کند.
3. انسان نباید تحت تاثیر سخنان شیرینی که از دشمن خود میشنود، گمراه شود و احیانا بپندارد که او صمیمیترین دوستش میباشد.
4- مدیریت موفق
اول سعه صدر:
ابزار سروری، تحمل سختی هاست.(قصار 176)
1. ریاستی که بر اساس محبت بین رئیس و مروس بر پا شده باشد، با سعه صدر شروع میشود. سعه صدر یعنی تحمل آزارها و پرهیز از خشم زود هنگام.
2. بیحوصلگی سبب نفرت و دوری مردم از یکدیگر میشود.
دوم: لزوم مشورت کردن
هر کس خودکامگی پیشه کند به هلاکت میرسد و هر کس با مردم مشورت کند، در عقل و خرد آنان شریک میشود. (قصار 161)
1. مشورت کردن هر مسوولی واجب است.
2. مشورت یعنی افزودن یک نظر به نظر خود، و یا جمع کردن عقلها است.
3. مشورت نکردن موجب شکست در کارها میشود.
سوم: با چه کسانی مشورت کنیم؟
با بخیل رایزنی نکن زیرا تو را از نیکوکاری باز میدارد، و از فقر میترساند، و نه ترسو (با ترسو رایزنی نکن) زیرا تو را در کارها سست مینماید و نه آزمند (با آزمند رایزنی نکن) زیرا حرص ستم را برایت بیاراید. (نامهها 53)
افراد زیر صلاحیت مورد مشورت قرار گرفتن را ندارند:
1. بخیل، زیرا که تو را به سوی فقر سوق میدهد.
2. ترسو، زیرا که تو را در موقعیتها سست میگرداند.
3. آزمند بر دنیا، زیرا که تو را به سوی حرص میکشاند.
چهارم: انسان مسوولیت آنچه را که به او امر میشود، بعهده دارد.
و مگو مرا فرمودهاند و من اطاعت میکنم، چه این کار، دل را سیاه میکند و دین را پژمرده و تباه میسازد و موجب نزدیکی بلا و آفت میشود. (نامهها 53)
و مگو مرا فرمودهاند و من اطاعت میکنم، چه این کار، دل را سیاه میکند و دین را پژمرده و تباه میسازد و موجب نزدیکی بلا و آفت میشود
1. انسان نباید هر چه به او فرمان میدهند، انجام دهد.
2. در پس اجرای فرمانهای ظالمانه، نتایج وخیمی نهفته است که عبارت است از: سنگدلی، تباهی دین و نزدیکی به اشرار
پنجم: نتایج کوتاهی در کار
آنکه در کار کوتاهی ورزید، دچار اندوه گردید. (قصار 127)
اگر کارمند و یا هر مسئولی بخواهد دچار پریشانی و ناراحتی و دیگر بیماریهای روانی نشود، باید کار خود را خوب و به طور کامل انجام دهد، زیرا که در صورت کاستی در کار، اولین بازنده خود او خواهد بود.
ششم: بدون توقع کار کن
مبادا کسی که سپاس نیکی تو را نگوید، تو را نسبت به نیکویی کردن بیرغبت گرداند. (قصار 204)
1. از کسی که به او نیکی کردهای، انتظار سپاسگزاری نداشته باش.
2. نگذار که توقع سپاسگزاری داشتن، در افزایش و یا کاهش کارهای خیر تو موثر باشد.
3. بر توست که به خاطر نیکویی، نیکی کنی.
هفتم: چگونه شخصیت همکار خود را بشناسی؟
در دگرگونی، روزگار، گوهر مردان پدیدار میشود (قصار 217)
1. مردم در سختیها شناخته میشوند.
2. وقتی که بخواهند شخصی را برای مسئولیت خاصی انتخاب کنند، باید او را در سختیها مورد آزمایش قرار دهند و یا اینکه در مورد دورانهای دشوار، درباره او پرس و جو کنند.
آن کس که سخنش حکمت آمیز است خاموش بودنش سودی ندارد، همانگونه که سخن گفتن از روی نادانی فایدهای ندارد
3. بسیاری از مردم، وابستگیهای سیاسی خود را همانند لباسهایشان تغییر میدهند، پس باید از آنها حذر کرد، چه بسا افرادی که در هیات افراد انقلابی هستند، در حالی که هیچ سنخیتی با آن ندارند.
هشتم: شجاعت در تصمیم گیری.
آن کس که سخنش حکمت آمیز است خاموش بودنش سودی ندارد، همانگونه که سخن گفتن از روی نادانی فایدهای ندارد. (قصار 182)
1. انسان باید در صدور حکم شجاعت داشته باشد، به طوری که ترس یا هوس و یا هر مصلحتاندیشی دیگر، او را از صدور حکم باز ندارد.
2. انسان باید در کارهایی که از باطن آنها بیاطلاع است یا از شرایطش ناآگاه است، سکوت کرده و اظهار نظر نکند.
نهم: پستها، امتحانی برای افراد
حکمرانیها میدان مسابقه مردان است. (قصار 441)
بسیاری از افراد فریب پست و مقام را میخورند و خدا را از یاد میبرند و حتی دوستان و خودشان را نیز به فراموشی میسپارند، پس پست و مقام میدانی برای آزمایش کارمندان است.
دهم: کارگزار ظالم
ستمکار سه نشانه دارد: بر آنکه برتر از اوست به نافرمانی ستم کند و بر آنکه فروتر از اوست به چیرگی و آزار رسانی ستم کند و ستمکاران را در ستمگری یاری و پشتیبانی میکند. (قصار 350)
1. نافرمانی از دستورات مدیران و روسا.
2. کبر و فخرفروشی نسبت به کارگزارانی که زیر دست او هستند.
3. همراهی کردن با ظالمان یا خاموشی بر ظلم آنها و یا همیاری آنها در ظلم کردن.
به امید آنکه به نحو احسنت شاگردی مکتب اهل بیت را بکنیم.
بخش نهج البلاغه تبیان
نظرات شما عزیزان:
![]() |